((السلام علیک یااباعبدالله))
پرستوها
قلم در دست من ماتم گرفته
شبستان دلم را غم گرفته
پرستوها به صحرا پر کشیدند
می قالوابلی را سرکشیدند
همانهایی که اصحاب نمینند
به قرآن از گروه سابقینند
همه تجهیز ساز و برگ کردند
به نام خون منا را ترک کردند
چنان مست از شراب عشق گشتند
که رمز فتح باب عشق گشتند
طلسم خودپرستی را شکستند
به عزم دادن جان بار بستند
تمتع را بدل بر عمره کردند
پلاک زندگی را نمره کردند
بلا جا در درون جام کرده
محرم بر تنش احرام کرده
به صحرا می کند طی مراحل
عزیز فاطمه منزل به منزل
به گردش هاله ای از نور دارد
هوای نهضت عاشورا دارد
حرامیها علیهش صف کشیدند
که او را در دیار تف کشیدند
دریا تف دلی تفدیده دارد
که جاری خون دل از دیده دارد
الا ای سینه سرخان مهاجر
کبوترهای خونین بال نادر
بپاخیزید خیزش را سخنهاست
حسین فاطمه تنهای تنهاست
علمدارش علم بر دوش دارد
زصهبای شهادت نوش دارد
به روی پرچمش این بیت زیبا
رقم گردیده با خطی دل آرا
شما را معنی این بیت این است
که خون من دوای درد دین است